بدون عنوان
سلام به کوچولوی ناز مامان
هستی مامان، من و بابایی تقریبا از شب های قدر به بعد به تصمیم قطعی رسیدیم که اگه خدا بخواد اسم دختر گلمون رو بذاریم فاطمه زهرا
امیدوارم این یگانه اسم زیبای عالم هستی مبارکت باشه ، و در پناه الطاف صاحب نامت قرار بگیری همیشه.
فرشته ی من، یه دو ماهی بود نتونستم بیام و وبلاگتو آپدیت کنم، آخه یا کلی کار داشتم برای آماده کردن وسایل و ملزومات شما و یا مریض بودم.
تقریبا 20 ماه مبارک دختردایی بابایی فوت کرد وقتی خبرشو به من دادند من حسابی اذیت شدم و رفتم بیمارستان، و با آمپول، حرکتهای شما رو کنترل کردن و گفتن احتمالا زایمان زودرس دارم ، بعدها دکترم گفت شکر خدا خطر بزرگی رفع شده و باید کلی مراقب باشی هر خبر بدی رو بهت ندن.
نفس من بابایی واسه اومدنت سخت بی تابی می کنه، هر روز وقتی از سر کار می یاد با شما کلی حرف می زنه و حالتو می پرسه، وقتی اومدی امیدوارم یادت باشه این ها رو.
ضمنا یه خبر دیگه اینکه نی نی دایی جون اکبر هم دختره، همه خوشحالن که شما هم بازی داری دیگه
ضمنا عمه جون مریم هم نی نی داره تو دلش ولی هنوز نمی دونیم دختره یا پسر
یه خبر ناب دیگه اینکه دایی جون محمد هم خانومش نی نی داره تو دلش
باز خبر اینکه خاله جون زهرا هم عمل کردن و دو تا بسته دارن و نی نی هاشونو فعلا فریز کردن و تا دو ماه دیگه می ذارن همه می گن اونا حداقل دو قلو یا چهار قلو دارن
عموجون مجید هم باز نی نی دارن
می بینی گلم چه همه خبر دارم واست
این روزا ، عزیز جون مامانی خیلی واست زحمت می کشه و کلی وسیله واست خریده ضمنا عمه خانومای منم کلی واسه دخترم لباس دوختن
فاطمه زهرا تا به امروز که تقریبا دو هفته از ماه 9 من گذشته هنوز شما نچرخیدی، با اینکه کلاسای زایمان طبیعی رو می رم اما باید بچرخی تا مامانی بتونه کاملا به هوش تو رو دنیا بیاره و در همون لحظه اول تو رو با عشق بغل کنه و گرنه سزارین ...
توکل به خداوندگار رحمان و رحیم
امشب شب اول ذیحجه ست دعا کن دخترم که طبق فرموده ی خداوند در این ماه انجام عبادت افضل است.
میبوسمت گل من

بدون عنوان
