فرشته کوچولوی من

بدون عنوان

سلام به کوچولوی ناز مامان هستی مامان، من و بابایی تقریبا از شب های قدر به بعد به تصمیم قطعی رسیدیم که اگه خدا بخواد اسم دختر گلمون رو بذاریم فاطمه زهرا امیدوارم این یگانه اسم زیبای عالم هستی مبارکت باشه ، و در پناه الطاف صاحب نامت قرار بگیری همیشه. فرشته ی من، یه دو ماهی بود نتونستم بیام و وبلاگتو آپدیت کنم، آخه یا کلی کار داشتم برای آماده کردن وسایل و ملزومات شما و یا مریض بودم. تقریبا 20 ماه مبارک دختردایی بابایی فوت کرد وقتی خبرشو به من دادند من حسابی اذیت شدم و رفتم  بیمارستان، و با آمپول، حرکتهای شما رو کنترل کردن و گفتن احتمالا زایمان زودرس دارم ، بعدها دکترم گفت شکر خدا خطر بزرگی رفع شده و باید کلی مراقب باشی ه...
14 مهر 1392

بدون عنوان

خرید تخت و کمد نفسم هستی من ، هفته پیش من و بابایی و دایی جون سجاد رفتیم سرویس چوب دختر گلم رو که قبلا سفارش داده بودیم از ویرانی آوردیم، وای که نمی دونی چقدر خوشگل شده رنگش سفید و ارغوانی ، حالا بعدا ازش یه عکس میگیرم واس دختر گلم می زارم تو وبلاگت. بعد باز روز جمعه دایی جون سجاد اومد با بابایی تخت وکمدتو سر هم کردن، وای که نمی دونی چی قشنگ شده،لحظه شماری می کنم بیایی تا شبا کنار تختت واست لالایی بگم. این روزا روزای گرم تابستونه و روز یازدهم ماه رمضون هم گذشت، من هشت روز اول رو گرفتم،آخه گفته بودم که دکترم اجازه داده و خودمم تونستم، بعد باز دو روز حالم خوش نبود، و باز امروز گرفتم. شاهزاده خانم نمی دونی چقد لحظه شماری می کنم واسه ا...
30 تير 1392

بدون عنوان

ماه رمضان نفس من امسال اولین سالیه که می خوام ماه مبارک رو با شما تجربه کنم. امروز اول ماه رمضون بود و مامانی تونست روزشو نگه داره، البته یه ریزه احساس گرسنگی و سرگیجه داشتم اما طوری نبود که ضعف کنم، اونم که طبیعیه وقتی شما هم نبودی شاید بیشتر از اینا هم گرسنم شده بود. در هر صورت دکتر متخصصم (خانم دکتر سیده مرضیه حسینی، تازه دوشنبه عوض کردم دکترمو قبلا خانم عادلخواه بود) گفتند اصلا ایرادی نداره و واسه بچه هم ضرری نداره اگه مامانش بتونه مامانش هم که روز اولی خدا توفیقشو داده، تازشم من شنیدم اونایی که مامانشون در زمان بارداری روزه می گیرن بچه هاشون باهوشترن الهی نفس تو دختر باهوش خودمو بخورم. تازشم اینو بگم که وقتی ا...
19 تير 1392

بدون عنوان

سلام مامانی       دختر گلم امروز آخرین روز ماه شعبان سال 92، مامان تصمیم گرفته لحظات با تو بودن رو اینجا واست ثبت کنه برای  وقتی که بزرگ شدی.  24 هفتگی شما ...
18 تير 1392
1